رفتن به محتوا

هایکوهای کمپ موریا

این هایکوها در طول سه سال کار در کمپ مهاجران «موریا» در جزیره ی «لسبوسِ» یونان سروده شدند؛ کمپی که یکی از نمادهای وضعیت غیرانسانی پناهجویان در اروپا بود. کمبود شدید امکانات، ازدحام، نبود فضای کافی برای زندگی، مشکلات بهداشتی و دسترسی محدود به آب و خدمات اولیه، زندگی روزمره را به تجربه‌ای فرساینده و طاقت‌فرسا تبدیل کرده بود. بسیاری از ساکنان کمپ، علاوه بر رنج آوارگی، با ناامنی، بلاتکلیفی و انتظار طولانی برای تعیین سرنوشت خود نیز دست‌وپنجه نرم می‌کردند. این کمپ چندین بار دچار آتش‌سوزی شد و سرانجام در سپتامبر ۲۰۲۰، آخرین آتش‌سوزی بخش‌های عمده موریا را به خاکستر تبدیل کرد. پس از آن، دولت یونان کمپ جدیدی در نزدیکی موریا برپا کرد. این هایکوها از دیدن این شرایط و کار با پناهجویان شکل گرفت.



پشت بطری شیر

پنهان کرد، خطوط سرخ بر ساعدش را.

تقسیم صبحانه.



از قبرستان کوچک مسلمانان

صدای آواز می آید.

باد تابستانی



مردی اهل کنگو

کنار خیمه‌های سوخته

می‌ایستد و می‌گوید: “bonjour”



روی پله‌های سیمانی

خاکستری سبک نشسته که

هیچ به چشم نمی‌آید






حالا چه بر سر

جلیقه‌های نجاتَِ دست دوم می‌آید؟

نمیدانم


همه چیز پنهان در شب است

اما در روز

خیمه‌ها از درختان زیتون «موریا» بیشترند


چگونه ترجمه کنم

آوای میان واژه‌ها و مکث‌ها را.

احساس ناتوانی


تا حالا چند سگ

روی قایق‌های بادی پاره شاشیده؟

کوه‎های «مولییوُس»


نیمکت فلزی

رد خون کنارش را سَرسَری می‌گیرم و

می‌نشینم






سیگارِ به پایان رسیده

خاموش می‌شود

روی دست


درخواست آنتی‌بیوتیک برای بار پنجم

پنج ترجمه‌ی تکراری.

مطب پزشکان کمپ






می‌گویم: „متاسفانه سیستم‌ها قطع شده“

ده‌ها شلوارک‌‌ سبز یک‌ شکل

به خیمه‌ها بازگشتند


شرایط دیپورت اختیاری را پرسید

کارمند مسئول تصحیح می‌کند:

„بازگشت داوطلبانه“